تبليغاتX
دانشجويان برق قدرت دانشگاه سمنان دانشجويان برق قدرت دانشگاه سمنان

الکترون باز هم منتشر شد!

 

بدین وسیله شماره دوم نشریه علمی دانشجویی الکترون، با تأخیز زیاد در وبلاگ قرار می گیرد!

از کلیه دوستان خوبی که در راستای در آمدن این نشریه تلاش کردند تشکر کافی و وافی خود را ابراز داشته و از بقیه دوستان برائت می جویم! باشد که خدای تعالی یارانه این کار را در آن دنیا به حساب شما واریز کند!

در پایان یک بار دیگر از همه، الی الخصوص خودم تشکر می کنم!

با تشکر!!

لینک دانلود

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: نشریه تخصصی برق الکترون نشریه دانشجویی,
? +? نويسنده: علي تبیانیان ? تاريخ: 23 / 4 / 1390 ? موضوع: دانلود ,دانلود درسی,دانلود غیر درسی,دانشگاه,ادب و هنر,آموزشی,ENGLISH,تازه های علم و فناوری,طنز و انتقاد, ?

نمونه سوالات بررسی 1 (میانترم)

برای دریافت نمونه سوالات درس بررسی یک اینجا را کلیک کنید.

 

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: علي تبیانیان ? تاريخ: 24 / 2 / 1390 ? موضوع: دانلود ,دانلود درسی,دانشگاه, ?

بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

 

امسال هم به همت دولت مهرورز (!) بزرگترین اتفاق فرهنگی کشور در حال رخ دادن است . شاید فکر کنید قرار است کتابخانه ملی منفجر شود اما دریغ که چه بسا اتفاق بزرگتر ازاین حرف هاست!

بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران! 


اگر دانشجو می باشید و خواستار دریافت کارت الکترونیکی کتاب هستید به سایت زیر مراجعه کنید:

http://www.tibf.net/signup

پس از ثبت نام و دریافت کارت تایید ثبت نام ویژه دانشجویان ، به بانک های صادرات تعیین شده توسط سایت مذکور مراجعه و با ارائه کارت دانشجویی، کارت ملی و کارت تأیید ثبت نام و بیست هزار تومان وجه بی ارزش مملکت ، یک عدد کارت اعتباری خرید کتاب، حاوی چهل هزار تومان وجه بی ارزش مملکت ، دریافت کنید!


پی نوشت : آقا ما امسال دیگه با عارف ناصری جایی نمی ریم! (برای کسب اطلاعات بیشتر کلیلک کنید!)

 

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: نحوه دریافت کارت الکترونیکی خرید کتاب دانشجویان مدارک لازم برای دریافت کارت,
? +? نويسنده: علي تبیانیان ? تاريخ: 8 / 2 / 1390 ? موضوع: آموزشی,تازه های علم و فناوری,طنز و انتقاد, ?

نشریه الکترون منتشر شد!

الکترون ، نشریه علمی تخصصی مربوط به رشته برق است که به صورت ماهنامه در سطح دانشگاه سمنان منتشر می شود . پس از وقفه چند ماهه این نشریه به همت کادر جدید، انتشار خود را از سر گرفته است.

bargheshab87.blogtaz.com

 

برای دریافت نسخه با کیفیت و تمام رنگی آخرین شماره این نشریه به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید.


ادامه مطلب
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: علي تبیانیان ? تاريخ: 31 / 1 / 1390 ? موضوع: دانلود ,دانلود درسی,دانشگاه, ?

اجزای تشکیل دهنده ی پست فشار قوی

دوستان  یه سر فصل و توضیح مختصر در مورد اجزای تشکیل دهنده ی پست فشار قوی براتون گذاشتم که در پست های بعدیم توضیحات تکمیلی رو اضافه می کنم.


ادامه مطلب
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: عارف ناصري ? تاريخ: 11 / 1 / 1390 ? موضوع: دانشگاه,آموزشی, ?

ایرانیان که بوده اند

مقاله ای کوتاه در مورد تاریخ ایرانیان!

برای مشاهده مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: عارف ناصري ? تاريخ: 3 / 1 / 1390 ? موضوع: ?

انیشتین سر سفره هفت سین!

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

خاطرات مهندس ایرج حسابی

                               تنها چیزی که میشه گفت:معنای واقعی یک ایرانی

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: علی اکبر نیکو ? تاريخ: 6 / 1 / 1390 ? موضوع: تفریح و سرگرمی, ?

تبریک های سؤالی؟

خوشحالم که در آخرین ساعات سال 89 هجری شمسی و به تعبیری عمیق تر دهه هشتاد در اتاق تفکر خویش نشسته ام و آخرین کلمات سال را به روی کاغذ می آورم و زمانی که به سفیدی این کاغذ فکر می کنم ، از خودم خجالت می کشم . آیا در جایگاهی هستم که با قلم خویش این سفید کاغذ را به سیاهه ای همچون ذهن خویش تبدیل کنم؟ من چقدر خودخواهم !

چه کنم که سفید تر از کاغذ ، وجودی و بی رنگ تر از سفیدی ، رنگی نیافتم . سال 89 را با 8 خاطره بد و 9 خاطره خوب به پایان می رسانم ولی چه کنم که برای رهایی از 13 باید منتظر یه قرن جدید باشم!

سال 90 را به اندیشه 9 خاطره خوب و 0 خاطره بد شروع می کنم . کاش می توانستم در این سال جدید همانطور که همه چیز از اول شروع می شود ، ذهنم را نیز از اول شروع کنم. کاش دستگاه تفکرم یک دکمه reset داشت و با فشردن آن همه چیز پاک می شد . همه چیز از اول شروع می شد!

آقایان! من به چرایی جهان کاری ندارم من به دنبال یافتن پاسخی برای جهانی از چراها هستم .

خدای من! حتما سال 90 نیز با خود 90 چرای تازه خواهد آورد. آقایان! کسی مایل است تا مقداری از طعم سؤال هایم را بچشد؟ ( و چه عملی بیشتر از پرسش می تواند عزیز و عذاب آور باشد ؟)

اما گاهی هم شاید جملات خبری باشد . گاهی که زندگی آن سوی ساده و پست و دوست داشتنی خود را به رخ می کشد ، فرصتی و استحقاقی برای سؤال نمی ماند ( و خدا می داند که سؤالات چقدر مقدسند) و این روز ها خبری ترین و مقدس ترین و زیباترین جمله خبری خداوند در تک تک ذرات عالم در حریان است : "و اینک بهار می آید ! "

آقایان ! شاید مرا ملامت کنید و بگویید که این جمله علامت تعجب دارد . که "بهار می آید " و همین و بس و "!" در کار نیست . باشد! حق با شماست . اصلاً حق با همه است و حق با کسی نیست که سؤال می کند . الان هم حتماً توقع دارید عیدی هم به شما بدهم ! باشد ! یک سبد پر از سؤال های بی پاسخ برای شما !

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: علی اکبر نیکو ? تاريخ: 6 / 1 / 1390 ? موضوع: ادب و هنر,دلنوشته ها, ?

نا امیدی به مثابه یک عادت

چیز هایی که الان قرار است بنویسم به شدت جدی اند . گاهی مقولات بسیار جدی را نمی شود نوشت یا حتی دید. گاهی چیز های جدی را نمی شود شنید . گاهی این "جدی ها " آنقدر دردناک و هراس آور و واقعی اند که باید آنها را جایی  غریب و دور از دسترس گذاشت تا هر از گاهی ، یواشکی نگاهی به آن انداخت . این " جدی ها " را نمی شود تفسیر کرد . باید آنها را در یکی از اتاق های ذهنت حبس کنی تا هر از گاهی از قفل در به آن خیره شوی . تا بیشتر نا امید نشوی .
داستان زیاد پیچیده نیست . برعکس از شدت سادگی است که اینگونه پیچیده می نماید . داستان این است که " ما باید چه کنیم ؟ " . شاید این سؤال منشأ تمام نا ملایمات ذهنی یک جوان باشد . شاید یک فیلسوف نیز به آن پاسخی نداشته باشد . اما منظور از مطرح شدن این بحث ، استدلال های روتین روانشناسانه و جامعه شناسانه نیست . شاید بیشتر یک تلاش فردی غیر منطقی باشد برای رسیدن به پاسخ هایی که احتمالا وجود ندارد و اگر هم درصدی قائل به وجود پاسخ باشیم ، می توان بهانه این سیاهه را در آن جست .

ما باید چه کنیم ؟

اینکه یک دانشجو/محصل/انسان در چه مقطعی قرار دارد و اینکه در این مقطع به چه هدفی باید دست یابد را باید در نرم افزاری جست که بر روی طرز فکر/ مغز /روح آن فرد نصب گردیده است .پاسخ اینکه باید به کجا برسیم و باید چه هدفی را دنبال کنیم خود ریشه در آن نرم افزار کذایی دارد.
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که نه آزادی بی محاباگونه غربی در آن حاکم است و نه نمود های اصیل ارزشهای مذهبی . شاید اگر کمی تلخ به قضیه نگاه کنیم می توان گفت ، از هر دو فرهنگ فقط زوایای منفیشان برایمان باقی مانده است . شاید عده ای این واقعیت عریان جاری در بستر جامعه را با ایدئولوژی های منفعت طلبانه ، "توجیه" کنند ، اما تنها آنهایی که درد درک حقایق را دارند ، این تلخی را با گوشت و پوست خود درک می نمایند.

ما باید چه کنیم ؟

این که در این مقطع از زندگی ( زندگی ؟!) دلمان به این خوش است که در حال تحصیل هستیم ، یا می خواهیم به عنوان مهندس به جامعه خدمت کنیم ، یا ... . اینها فقط وقتی معنا دارند که هدفمند باشند . در غیر این صورت اگر صرف مهندس شدن مدنظر باشد ، مهندس برق و مهندس مواد هر دو مهندسند ، پس چرا برویم با سختی های رشته برق خودمان را نابود کنیم (!) دور هم کمی مواد به بدن می زنیم و منتظر مدرک لیسانس ! ( البته منظور از رشته مواد در اینجا ، مصداقی از تمامی رشته های آبکی است که صفت مهندس بعد از چهار سال شامل آنها هم می شود. موادی ها ناراحت نشوند! ).
اما هدف چیست ؟ چرا در قشر وسیعی از جامعه ( که نگارنده تنها خود را نماینده آنان می داند) ناامیدی موج می زند؟ مگر "امید" در سایه فضیلتی به نام " هدفمندی" نمی تواند معنا یابد ؟ این فقدان هدف در شدت رفاه جامعه است ؟ در شدت فقر اقتصادی ؟ یا فقر فرهنگی یا ایدئولوژیکی ؟ یا شاید ریشه تمام اینها فقر مذهبی باشد ؟ ( منظورم از مذهب معنویت است )


ما باید چه کنیم ؟


شاید امید یک خصیصه باشد. شاید امید یک تکنیک است . نوعی تکنیک اکتسابی که فرد یا باید آن را یاد بگیرد یا باید به او یاد داده باشند. اینجا باز به بحث آن نرم افزار کذایی بر می گردیم . اینکه بانیان آن نرم افزار ذهنی ( که فرد با آن زندگی می کند و به موجودیتش واقعیت می بخشد ) چه کسانی هستند و والدین در این پروسه چه کسانی هستند ، نیز محل بحث است . افراد باید یاد بگیرند و یا یاد گرفته شوند که نا امید نباشند ! آیا امید تکنیک است ؟!
همانطور که گفتم هدف این بحث ارائه یک دلیل محکمه پسند جامعه شناسانه یا روانشناسانه و ایدئولوژیک نبوده است . اینها تنها درد دل گونه است برای کسانی که عادت کرده اند . کسانی که یادگرفته اند هدفمند باشند و کسانی که در پس کمبود ها و تناقضات و درد ها و بدافزار ها(!)، به نا امیدی عادت کرده اند.


ما باید چه کنیم؟


بله گاهی مقولات بسیار جدی را نمی شود نوشت یا حتی دید. گاهی چیز های جدی را نمی شود شنید . گاهی این "جدی ها " آنقدر دردناک و هراس آور و واقعی اند که باید آنها را جایی  غریب و دور از دسترس گذاشت تا هر از گاهی ، یواشکی نگاهی به آن انداخت . این " جدی ها " را نمی شود تفسیر کرد . باید آنها را در یکی از اتاق های ذهنت حبس کنی تا هر از گاهی از قفل در به آن خیره شوی . تا بیشتر نا امید نشوی ...

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: علي تبیانیان ? تاريخ: 22 / 12 / 1389 ? موضوع: دلنوشته ها, ?

معضلات

دانشجو جماعت موجودات عجیبی هستند . تاوقتی که امتحان داشتیم روزی 10 مرتبه ( شاید هم 11 مرتبه) از خدا می خواستیم که "ای خدا ! لطفی بر ما روا دار و شر این امتحانات را از سر ما کم بگردان." حالا که این لطف شامل حال ما شد از خدا می خواهیم که " ای خدا ! حالا که چی ؟!"
واقعاً حالا که چی ؟ سو وات ؟!  آدم احساس پوچی می کند. صبح ( یعنی ظهر) ساعت 12 از خواب بیدار می شود ، صبحانه (یعنی ناهار) را نوش جان می کند . کامپیوتر را روشن کرده و سایت آموزش را با هزار بدبختی و اینترنت نفتی بالا می آورد که چه ؟ جناب آقای مالکی هنوز نمره سیگنال را در سایت مرقوم(!) نفرموده اند .
بعد هم اس ام اس پشت اس ام اس که فلانی مدار را پاس کرد ، بهمانی ماشین را افتاد و . . . این وسط اگر لطف آقای عباسی شامل حال ما نمی شد هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی نداشتیم!
این فیس بوک هم به هیچ آنتی فیلتر و پروکسی جواب نمی دهد ( البته با دایل آپ ) . چند روز پیش یکی از بچه ها می گفت داشته ایمیل هایش را چک می کرده که یهو پنجره اکسپلورش بسته شده . ابتدا فکر کردیم شاید مشکل از ویندوز باشد . اما بعد از مشاهده اتفاقات مشابه برای چند نفر دیگر ، کاشف به عمل آمد که بله! با راه اندازی پلیس فضای تبادل اطلاعات (فتا) ، شما و البته تمامی اطلاعات شخصی و غیر شخصی تان زیر نظر پلیس هستید و اگر چنانچه در باکس میلتان مطالبی خلاف ذائقه آقایان وجود داشته باشد ، به صورت خودجوش با شما ( که لابد در حال فتنه گری هستید) برخورد های لازم به عمل می آید . حالا اینها به کنار فیس بوک هم برای خودش معضلی شده است ( مرگ بر آمریکا !!)
در این وانفسا این انتخاب واحد هم شده قوز بالا قوز . بدین ترتیب که درس ها طوری ارائه شده اند که شما مجبورید برای چندرغاز واحد (!) ، هر روز هفته به دانشگاه بیایید . بعضی از اساتید محترم هم طوری واحد ارائه کرده اند که برای شخص ایشان باید مثلا 1 ساعت از یک روز خاص را به دانشگاه بیایید . ( خدمت جناب آقای جزائری سلام و خسته نباشد عرض می کنیم!)
گویا زمان انتخاب واحد برای بچه های ترم 5 یعنی ما (!) ساعت 8:30 روز سه شنبه 12/11/89 می باشد که باتوجه به تلاقی این زمان با سالروز ورود حضرت امام به فرودگاه مهر آباد ، ما همش استرس داریم و می ترسیم که این عملیات مقدس ( منظورمان انتخاب واحد است ) به خوبی و خوشی انجام نپذیرد . هر چه باشد سایت گلستان به تازگی راه اندازی شده و ما تجربه کافی در کار کردن با این سایت نداریم . در کل همه چیز در هاله از ابهام به سر می برد . ( لازم به توضیح است که این هاله با آن "هاله" فرق می کند ! )
در نظر ها بعضی از خوانندگان انتقاد کرده بودند که چرا وبلاگتان اینقدر دیر به روز و شود و از این خزعبلات ! که البته این نظرات بیجا را حذف کردیم . خدمت این عوامل بی بصیرت باید عرض شود که :
 اولاٌ که داداش ( یا حتی آبجی) ! اگر این بالا را بخوانید نوشته " دانشجویان برق قدرت " . یعنی رشته ما " برق " است . برق هم که می دانید با کسی شوخی ندارد . اگر خدای ناکرده پس فردا مشروط شدیم شما جوابش را می دهی ؟ برو همان درس های مزخرف خودت را بخوان تا 20 بگیری . برو!
دوماً هرکسی مردش است ( البته شامل خانم ها هم می شود ) می تواند خودش را معرفی کند تا به صورت یک نوسنده فعال در وبلاگ فعالیت کند .
سوماً هم ندارد . بیش از این وقت ما را نگیرید و مزاحم نشوید !
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: معضل فیس بوک فتا انتخاب واحد ,
? +? نويسنده: علي تبیانیان ? تاريخ: 8 / 11 / 1389 ? موضوع: دانشگاه,طنز و انتقاد, ?

در باره ما

اينجا وبلاگيست براي تمامي برقي هاي عالم ! مخصوصا دانشجويان برق قدرت شبانه دانشگاه سمنان (ورودي87) × ×××××× × دوستانی که مایلند به عنوان نویسنده در وبلاگ فعالیت کنند ، در قسمت نظرات ایمیل خود را قرار داده تا نام کاربری و کلمه عبور برای آنها ارسال شود . و یا اینکه سایر نویسندگان ویلاگ را به نحوی در جریان بگذارند.


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· الکترون باز هم منتشر شد!
· نمونه سوالات بررسی 1 (میانترم)
· بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
· نشریه الکترون منتشر شد!
· اجزای تشکیل دهنده ی پست فشار قوی
· ایرانیان که بوده اند
· انیشتین سر سفره هفت سین!
· تبریک های سؤالی؟
· نا امیدی به مثابه یک عادت
· معضلات
· مقدمه اي بر PLC
· در دانشگاه خبری نیست ؟؟ هست!
· "البلا فی الانتخابات الوحود " یا " کابوسی به نام انتخاب واحد "
· و اینک انتخاب واحد ...
· www.yahagh.ir
· وزیر علوم : دانشگاه مخالف فرهنگ بسیجی با خاک یکسان می‌شود
· death meter
· افتضاحی به نام "سیستم جامع دانشگاهی گلستان"
· جنگ علمی
· عارف شناسی
· وبلاگ‌هاي دانشجويي توسط دولت کنترل می شوند !!!
· سپاسنامه!
· کدوم ماه رمضون!!!!!
· خدا،نان،عشق،مونگارشو.......!
· Laptop ASUS N61JQ
· انتخاب رشته ؛ دانشگاه سمنان ، آری یا خیر ؟
· دانشگاه آزاد ، جاسبی و سوالات چهار گزینه ای
· نمرات مدار 1 استاد منثوری
· برای اسپانیا
· حدس تصویر!



آرشيو موضوعي

· دانلود
· دانلود درسی
· دانلود غیر درسی
· سیاست
· دانشگاه
· اعلام نمرات
· ادب و هنر
· شعر
· عرفان
· داستان و ادبیات داستانی
· مسابقات و سمینار ها
· رباتیک
· آموزشی
· خبر های رباتیکی!
· ENGLISH
· Book
· Music
· تازه های علم و فناوری
· لپ تاپ
· تفریح و سرگرمی
· طنز و انتقاد
· معرفی مشاهیر و شخصیت ها
· دلنوشته ها


نويسندگان

· علي تبیانیان
· علي محموديان
· شاهین احمدی
· محمد عسگری نژاد
· عارف ناصري
· علی اکبر نیکو


لينک دوستان

· دانشجویانه دانشگاه ارومیه
· دانشجویان برق 89
· مهندسان برق سمنان
· مهندسي مكانيك
· در شهر خبری نیست ...
· یه بچه شیعه
· همشهری جوان
· شعرهايي براي الناز.ش


امکانات





آمار وبلاگ

·
· تعداد آنلاين : 0
· بازديد امروز : 2
· بازديد ديروز : 11
· بازديد هفته : 40
· بازديد کل : 96408


نظرسنجي

دوست داريد وبلاگ بيشتر در چه زمينه اي فعاليت كند ؟


خبرنامه