مون گارشو چیست؟اسم یک حیوان درنده است؟جانوری موذی است؟توی جیب جا می گیره؟ خوردنی است؟
مونگارشو در زبان سنگسری (مهدیشهری) به معنای شبی مهتابی است. البته مقصود من کارخانه ای است در شمال درجزین! با تعدادی حدود 100 کارگر مرد و زن.کارخانه ای بس جهنمی با آدم هایی به حساب کذایی تر؛افرادی از قبیل گل آقا(حاجی),مهندس,زمانی,.....اشراقی وانبارلو
به معرفی تنی چند از این شخصیت ها می پردازم.
حاجی(گل آقا):التماس می کنم با کیومرث صابری اشتباه نکنید؛صاحب کارخونه،دزد به تمام معنا،ناخن خشک که حتی از یه برچسب"مون گارشو" توی کوهی از زباله نمی گذره؛با تکه کلام"به حساب چی"،عامل اصلی اخراج یا بهتر، آزادی من از کارخونه
مهندس:فوق دیپلم جغرافیا،باصدایی همچون صدای معده بعد از خوردن کنسرو لوبیا،مهدی محمودیان دکترای تقلید صدای ایشون رو داره،دلیل اصلی وجود نشاط و سرور در پرسنل،
هرچی بگم بازهم کمه..................
سهراب میقانی:با قیافه ای همچون یاغیان هجر،اسکول به تمام،دارای لفظ مهندس که البته دیپلم هم نداره وبا کامپیوتر و لوازم الکتریکی بیگانه کامل است،سرپرست بخش تولید
مهندس یاوری:به گفته بچه ها، کارشناس ارشد مدیریت داره،تا حدودی خوش تیپ،باشعور ترین شخصیت کارخونه،البته کمی لاف می زنه
انبارلو:کاریزماتیک ترین شخصیت کارخونه،کارگری متخصص در ایجاد سیلاب با آب دهن،مهندس یوسفی پدر و مادر واسش نذاشته،صاحب پژو پارس نقره ای!؟!
|